یادداشتی در باب مبنای نظری نمایشنامه‌ی «حرف، حرف، حرف»

شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷

حمید امجد
دوستِ نادیده‌‌ی گرگانی‌ام آقای حسن حسینی‌نژاد یادداشت ارزنده‌ای با عنوان «یک نظریه، یک متن» (به‌قول خودشان) «به‌بهانه‌ی» انتشار برگردانِ من از نمایشنامه‌ی حرف، حرف، حرف اثر دیوید آیوز برایم ارسال کرده‌اند که ــ دست‌کم به‌خاطر طرح ِ زمینه‌ای نظری که نمایشنامه‌ی آیوز بر آن بنا شده ــ می‌تواند برای خوانندگانِ این نمایشنامه، جذاب یا حتی در درک و تحلیلش کارگشا باشد. البته این‌جا به‌دلایلی مجال ِ نقل ِ تمام ِ یادداشتِ آقای حسینی‌نژاد وجود ندارد؛ ولی بخش ِ شاید اصلی (و استنادی) آن را در زیر می‌خوانید.

یک نظریه یک متن
حسن حسینی‌نژاد ــ ژول سالزمن در اثرش «اگر می‌توانید حرف بزنید پس حتما می‌توانید بنویسید» (ترجمه‌ی فرنوش جزینی، انتشارات امیرکبیر) که کتابی‌ست آموزشی و خواندنی درباب نویسندگی، عنوان می‌کند: «نظریه‌ای‌ست که می‌گوید اگر یک میمون مدتِ مدیدی پشت دستگاه ماشین‌تحریر بنشیند و کلیدهای آن را پشتِ هم بفشارد در نهایت می‌تواند مجموعه آثار شکسپیر را بیافریند، چرا که مدت زمانی بسیار طولانی را صرف این امر نموده است.» در این کتاب این مسئله از این جهت عنوان می‌شود که همین امر در نوشتن هم صادق است، هر چه بیش‌تر بنویسید وقت بیش‌تری صرف آن کرده‌اید و متعاقباً شانس بیش‌تری برای موفقیت خواهید داشت .
اما این نظریه از کجا آمده؟
ریچارد داوکینز زیست‌شناس انگلیسی و استاد دانشگاه آکسفورد در کتابش «ساعت‌ساز کور» در مورد فرضیه‌ی تکامل به‌وسیله‌ی انتخاب طبیعی بحث می‌کند و توضیح می‌دهد. وی مسئله‌ی نظم موجود در سیستم‌های طبیعی را ماحصل ِ قرار گرفتن ِ اجزای مختلف بر اثر تصادف در کنار هم دانسته که با از بین رفتن حد واسط‌های ناپایدار و ماندن تنها اجزائی که به‌صورت پایداری با دیگر اجزاء در ارتباط هستند شکل گرفته‌اند (گزینش فزاینده) و این موضوع را با ماجرای میمونِ تایپیست توضیح داده است: اگر میمونی شروع به ضربه‌زدن به کلیدهای ماشین‌تحریر کند چقدر طول می‌کشد تا جمله‌ی Methinks it is like a weasel از هملت خطاب به پولینوس ــ در نمایشنامه ی «هملت» اثر شکسپیر ــ را تایپ کند، با توجه به بی‌سواد بودن میمون‌ها و تایپ‌کردن تصادفی، احتمال تایپ صحیح این جمله عددی نجومی و در حدود ده به‌توان چهل خواهد بود. حال فرض کنیم که اگر ما حرف‌های درست را نگه داریم و اجازه دهیم میمون تنها حرفهای غلط را دوباره تایپ کند. با شبیه‌سازی کامپیوتری مشخص شده است که در این حالت تنها چندهزار ضربه لازم است تا جمله تایپ شود. در حالت اول فرآیند صرفاً تصادفی‌ست اما در حالت دوم علاوه بر تصادف، حد واسط‌های جمله‌ی هملت به پولینوس صحیح حفظ می‌شود یعنی گزینش فزاینده صورت می‌گیرد...





نظرها

...همیشه تا می آیی باورت شود که دوباره شور، یک چیزی مثل سیلی می خورد توی گوش ِ اشتیاق. تا می آیی باورت شود که می توانی هفته ای یک بار حتی سراغ بگیری از نوشته ای، طرحی، شوری، لبخندی، خاک می گیرد اشتیاق را
کاش کسی چراغ این جا را روشن نگه می داشت
من مدتهاست از خاک روی قفسه ها و پنجره های بسته می ترسم
و این بار می خواهم قول بدهم که هرگز باورم نشود هیچ آغازی.
از سیلی به گوش ِ اشتیاق می ترسم
که تا می آیی باورت شود...

ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌ی وبلاگ، نمايش داده خواهد شد.)