بیانیهی هشت نمایشنامهنویس ایرانی
ما نمایشنامهنویسیم. ما اندکیم، بسیار اندک. با اینهمه ما هستیم؛ نشسته در اتاقهایی کوچک، پشت میزهایی کوچکتر. امّا اتاقهای کوچک ما، پنجرههای بزرگی دارد که رو به خیابانها باز میشود، به مردمان کوچه، به بغضهای فروخورده، به چشمهای پُراشک و فریادهای در گلو مانده. ما نمایشنامهنویسیم و این روزها بهجای تالار رودکی و مولوی، خیابان رودکی و چهارراه مولوی را رصد میکنیم، و در چارسوی شهر و ایرانشهر امید را انتظار میکشیم. ما نمایشنامهنویسانِ خلوتگزیده را این روزها حاجتِ تماشا از کویِ دوست به صحرا کشانده است، از مهتابی به کوچه، از تنگنای صحنههای کوچک به بزرگراه قهرمانان بینشان. حالا ما هم در کنار نامهای مفخّمی چون هملت و آنتیگنه و سیاوش، نام قهرمانان حماسههای خیابان را مینشانیم. ما نمایشنامهنویسان نیّت کردهایم از جمعی بزرگ بنویسیم. از آدمهایی که نقشهایی بزرگ را بر ذِمّه گرفتهاند. نیّت کردهایم از آدمهای کوچک کوچه بنویسیم که در دگردیسی نقش به هیأت پرسوناژهایی فناناپذیر قامت بستهاند. اینک این ما هستیم که مخاطب مردمیم. هرچند اندکیم، هرچند خرد و ناچیزیم.
دوستان!
کتمان نمیتوان کرد که اکنون فضای افسردهای جاری است و افسردگی بیش از آنکه وضعیتی روحی باشد، وضعیتی سیاسی است. برای رهایی از این وضعیت افسرده، محتاج امیدی نجاتبخش هستیم، امیدی که از درون این وضعیت جوانه میزند و میل به تغییر و رهایی دارد و از همین رو فعال و کنشگر است. کنشگری برای ما نمایشنامهنویسان هیچ نیست جز ثبت دقیق و صادقانهی رخدادها، همچون شهادتی از این دوران برای آیندگان، تنفس در فضای خیابان و دمیدن آن در روح آدمهایمان، پس همهی دوستان نمایشنامهنویس خود را دعوت میکنیم در این امید رهاییبخش با ما همراه شوند و در نمایشنامههایشان، راوی صادق روزگار خود باشند.
حمید امجد ـ نغمه ثمینی ـ محمّد چرمشیر ـ محمّد رحمانیان ـ محمّد رضاییراد ـ علیرضا نادری ـ محمّدامیر یاراحمدی ـ محمّد یعقوبی
