حالا اصلاً كافكا دیگه چیه؟

دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

یادداشتی درباره ی نمایشنامه ی حرف، حرف، حرف اثر دیوید آیوز
برگردانِ حمید امجد

امین عظیمی: دیوید آیوز استاد كمدی های كوتاه و تك پرده ای است. به ویژه آن كه توانایی ویژه ای هم در بازی های زبانی دارد و جنس كمدی اش بیش از آن كه تنها مبتنی بر به خنده واداشتن مخاطب باشد از قریحه فیلسوفانه ای نشات می گیرد كه مخاطب را به فكر وا می دارد. در نمایشنامه كوتاه «حرف، حرف، حرف» او به سراغ سه شخصیت برجسته ادبی رفته و با هجو نشانه های برآمده از آثار و شخصیت ادبی آن ها، اثری مفرح آفریده است كه باید چندبار خواند و به آن فكر كرد تا به ریشه های طنز ظریف و هوشمندانه این نویسنده پی برد. سه شخصیت نمایشنامه او سه میمون هستند كه به جبری ناشناخته پشت سه ماشین تایپ نشسته اند و مجبورند كه بنویسند. آن ها به ترتیب شمایلی از فرانتس كافكا، جان میلتون و جاناتان سوییفت به شمار می روند كه در تكه پرانی های شان به یكدیگر كه سرشار از شوخی های مكرر با آثار شكسپیر به ویژه نمایشنامه هملت است به طرحی مثالین از گرفتاری بشر در جهانی میرسند كه شاید یكی از راه های رهایی از آن نوشتن، نوشتن و نوشتن مدام باشد. آنها حتی با نقش خودشان هم شوخی می كنند و خودشان را هم دست می اندازند. اما چیزی كه معلوم است این است كه آنها مجبورند نمایشنامه هملت شكسپیر را دوباره و این بار به شكل تصادفی بنویسند و آن طور كه شخصیت سوییفت می گوید: «ما رو نشوندن این جا برای این كه مزیت ناشناخته تصادفی بودن ثابت بشه، و چیزی تولید كنیم كه حتی اگه هم صاف از زیر ِدستمون در بیاد، خودمون تشخیصش نمی دیم...». در این بین كسی كه به فكر فرار كردن از مهلكه است، سوییفت است و كافكا و میلتون انگار كه این تقدیر را پذیرفته باشند در آخر مشغول نوشتن هملت می شوند. البته آن هم به شیوه مضحك خودشان.
طنز آیوز، طنزی استعاری است، هجوهایش می تواند حسابی به خنده تان بیندازد و تصوری كه می شود از اجرای این نمایشنامه داشت ذهن هر كارگردانی را قلقلك می دهد. به ویژه آن هایی كه دو نمایشنامه دیگر این نویسنده را كه به فارسی چاپ شده، دیده باشند. نمایشنامه «فیلیپ گلس یك قرص نان میخرد» كه پیش ترها در فصلنامه تخصصی ادبیات نمایشی «سیمیا» - یعنی زمانی كه این نشریه را عده ای دانشجوی تئاتر در می آورند- چاپ شد و نمایشنامه «مسئله ای نیست» كه در فصلنامه صحنه دوران سردبیری حمید امجد منتشر شده بود. حمید امجد علاوه بر ترجمه روان این نمایشنامه یادداشت كوتاهی در مورد دیوید آیوز و همچنین تحلیل هایی از آثار میلتون، كافكا و سوییفت كه مبدا هجوهای آیوز بوده در ابتدای این نمایشنامه كوتاه آورده است و خواندن آن را برای شما دقیق تر كرده است.
کارگزاران؛ 19 اردیبهشت 1387