دوست داشتنیترین خانواده شهر ما
یادداشتی بر نمایشنامه سفر خوش به ترنتون و کامدن
تورنتون وایلدر
برگردانِ محمد نجفی
ساسان گلفر: تورنتون وایلدر 7 سال پیش از موفقیت نمایشنامه مشهور و برنده جایزه پولیتزر «شهر ما»، نوآوریهای آن نمایشنامه را سال 1931 در مجموعه «شام طولانی كریسمس» كه نمایشنامه كوتاه «سفر خوش به ترِنتون و كامدِن» در آن به چاپ رسید، آزموده بود. تمهیدات جذابی كه بعدا در «شهر ما» مورد استقبال قرار گرفت، مثل كنار گذاشتن واقعگرایی صحنهای -كه تا دهههای اول قرن بیستم به شدت مرسوم و مورد پسند بود- و استفاده از صحنهپردازی مینیمالیستی به جای آن- كه البته این روزها دیگر تازگی ندارد- دستكاریهای زمانی و مكانی، استفاده از راوی كه در مناسبتهایی نقش هم بر عهده میگیرد و فاصله گرفتن از ساختار دراماتیك كلاسیك به نفع پردازش شخصیت و فضا، در نمایشنامه «سفر خوش به ترِنتون و كامدِن» به وضوح قابل تشخیص است. داستان بسیار ساده است؛ زن و مردی با دو فرزندشان برای دیدن دختر بزرگتر خانواده كه از وضع حمل ناموفق جان به در برده است و دوران نقاهتش را در خانه میگذراند، سوار اتومبیل شخصی میشوند و تا خانهاش میروند و با او ملاقات میكنند. آنچه این نمایشنامه را جذاب میسازد، یكی استفاده از حداقل اشیا در صحنه است كه در شرح صحنههای نویسنده تصریح شده و تمهیدی مثل استفاده از چند صندلی به جای اتومبیل و به كارگیری زبان بدن و اشاره برای نشان دادن گذر زمان و مكان- كه هم برای اجراكنندگان نمایش و مخصوصا دانشجویان تجربهای لذتبخش است و هم ذهنیت خلاق تماشاگر را تحریك میكند- و دیگر، شخصیتپردازی دقیق و خلق شخصیتهای جاندار و دوستداشتنی در نهایت ایجاز.
این نمایشنامه بهطور مشخص ادای احترام تورنتون وایلدر 34 ساله نسبت به دوران كودكی و خانواده خودش و ارزشهای اخلاقی و سادگی و بیپیرایگی رایج در موطناش در آغاز قرن بیستم است و نوعی نوستالژی را در ورای خطوط نوشتار آن میتوان احساس كرد. گرچه خانواده تحصیلكرده «وایلدر» كه همه از پدر و مادر تا خواهر و برادر شاعر، نویسنده، دانشمند یا دیپلمات بودند در ظاهر تفاوتهایی با خانواده «كربی» این نمایشنامه داشتند اما رد پای خلقیات خانواده نویسنده را در آن پدر راننده و مادر خانهدار ساده دل و پر محبت و شیطنتهای دختر و پسر كم سن و سال خانواده كاملا میتوان احساس كرد. به هرحال، «سفر خوش به ترِنتون و كامدِن» نمایشنامهای است دلپذیر برای خواندن، روی صحنه بردن و تماشا كردن. ترجمه روان متن فارسی نمایشنامه هم عامل دیگری است برای جذابیت این كتاب كوچك و ارزان قیمت. تنها ایرادی كه میتوان گرفت و بعید است به نویسنده مربوط باشد، نكتهای است در شرح صحنه كه برای خوانندهای كه متن را با ذهنیت اجرایی میخواند، سر در گمی ایجاد میكند. در اولین خطوط شرح صحنه برخلاف قراردادهای تئاتری به «سمت چپ تماشاگران» اشاره شده و بعد از آن، چند بار ازسمت راست و چپ سخن به میان آمده است. احتمالا خواننده آشنا با قراردادهای اجرایی همیشه مردد خواهد بود كه این جهتها مثل مورد اول نسبت به تماشاگر تعریف شده است یا همانطور كه مرسوم است، نسبت به بازیگری كه رودرروی تماشاگر ایستاده است. با این حال، خانواده «كربی»آنقدر دوستداشتنی هستند كه بتوان از این عیب آنها چشم پوشید.
کارگزاران؛ 14 اردیبهشت 1387
