مرگ به مثابه ویرگول
یادداشتی درباره نمایشنامه زیرکی اثرِ مارگارت اِدسُن
برگردانِ رحیم قاسمیان
ساسان گلفر: زندگی و مرگ در اولین نمایشنامه مارگارت ادسن، نمایشنامهای كه جایزه پولیتزر را برای نویسندهاش به ارمغان آورده، پیوند سادهای برقرار میكنند. فاصله میان آن دو به همان اندازه اندك است كه فاصله میان صحنههای این نمایش تكپرده؛ تقریبا هیچ. در واقع همانطور كه در دیالوگی از نمایشنامه تصریح شده؛ «مرگ فقط یك مكثِ كوتاهه، یه ویرگول». زنی پنجاه ساله، استاد ادبیات دانشگاه و متخصص شعر سده هفدهم كه به ویژه بر آثار جان دان، سراینده غزلهای متافیزیكی اوایل آن قرن، تمركز و تسلط دارد، در بیمارستان آخرین ساعات خود را میگذراند و خاطراتش را بیپرده برای تماشاگر بازگو میكند. این زن كه نه فرزندی دارد و نه خویشاوند یا دوستی كه به دیدنش بیاید اكنون كه در چهارمین و پیشرفتهترین مرحله سرطان رحم هشت دوره درمان بیفایده را پشت سر گذاشته، در آخرین دقایق به توازی میان تحقیقات و تعالیم خشك و بیروح ادبی خود و تحقیقات پزشكانی كه از او به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده میكنند، پی میبرد و اهمیت محبت و عاطفهای كه در تمام زندگی او غایب بوده را احساس میكند. در این میان، برخورد یك زن پرستار و حضور تصادفی استاد سالخوردهاش كه برای دیدن نوه خود به بیمارستان آمده-خانم پروفسوری كه سالها پیش سعی كرده اهمیت توازن برقرار كردن میان تفكر منطقی و شور زندگی را به او یادآور شود- باعث میشود او از مقاومت بیهوده برای ادامه زندگی مصنوعی با كمك دستگاههای بیمارستانی دستبردارد و در نهایت سادگی به روزنه رهایی و نوری برسد كه جان دان شاعر با همه «زیركی» ادبی خود قصد رسیدن به آن را داشت.
خانم ادسن با اتكا به تجربیات خود، هم به عنوان فارغالتحصیل ادبیات انگلیسی دانشگاه جورج تاون و هم به عنوان كارمند بیمارستان، اثری بهیادماندنی و به اندازه عنوانش زیركانه خلق كرده است. بافت كلامی متن در عین سادگی و قابل فهم بودن شاعرانه است، بهرهمند از طنز، استعاره، ایهام و تضمینهای بجا از شعرای كلاسیك انگلستان. او اشارههایی به اساطیر را نیز در عین سادگی وارد اثر كرده، از جمله اشاره به سیزیفوس از طریق ساختن تصویر شخصیت اصلی كه تجهیزات بیمارستانی آویخته به خود را با خود میكشد.
مارگارت ادسن همچنین تمهید ایجاد بافت كنترپوانتیك در نمایش را در نقاطی از نمایشنامه از طریق ترسیم خط عمودی و واداشتن شخصیتها به سخن گفتن همزمان آزموده است. این نمایشنامه برای اولین بار در سال 1995 در كالیفرنیا و سه سال بعد از آن در نیویورك روی صحنه رفته و در سال 1999 برنده جایزه پولیتزر در رشته درامنویسی شده است. همچنین مایك نیكولز كارگردان مشهور آمریكایی در سال 2001 نسخهای تلویزیونی از «زیركی» را با بازی اِما تامسون در نقش اصلی برای شبكه HBO كارگردانی كرده است.
نمایشنامه «زیركی» ترجمه خوب و روانی دارد، گرچه مترجم آن در مورد یك كلمه اتفاقا مهم كه چند بار در طول متن تكرار میشود، دچار خطا شده است. «سانِت» در ادبیات انگلیسی واژهای است معادل «غزل» ما و به كار بردن واژه «سونات» -كه اصطلاحی در موسیقی یا در فرم هنری است- به جای آن شبههبرانگیز است. با این حال، خواندن ترجمه این اثر به فارسی هم برای خواننده عادی و هم برای بازیگری كه به قصد اجرا آن را میخواند، آسان و لذتبخش است.
کارگزاران ؛ 11 اردیبهشت 1387
