سفري لذتبخش به سلول 273
درباره مجموعهداستان «شش مسأله براي دن ايسيدرو پارودي» نوشته خورخه لوئيس بورخس و آدولفو بيويي كاسارس
سپینود ناجیان
«خواندن كتاب از نظر من، كم از سفركردن يا عاشقشدن نيست»[1]
وقتي همه چيز در بهترين شرايط باشد، نويسندهاي خوب، داستانهايي خوب، ترجمهاي خوب، ويراستاري خوب و نشر خوب؛ شما ميتوانيد عاشق شدن را يك بار ديگر تجربه كنيد. لذتي ناب ببريد و مدام فكر كنيد «اين آقاي بورخس هم عجب اعجوبهاي بوده». او با نوشتن اين كتاب تنها يك كتاب ننوشته؛ به عبارتي رها و آزاد دست به هر كاري زده كه دلش به او حكم كرده است. وقايع داخل كتاب را به خارج از كتاب ربط داده(ربط ميان متن و فرامتن)، داخل قاب تصوير و خارج از آن. نويسندهاي براي كتاب خلق كرده و در ادامه، آدمهاي ديگري كه توي داستانهاي همديگر سرك كشيدهاند. شايد به دليل همين رهايي و آزادي و بيقيد و بندي اوست كه برخي بورخس را از پيشگامان سبكي موسوم به پستمدرن ميدانند اما بورخس به گواه آثارش به هيچ وجه نميتواند متعلق به سبك يا دورهاي از ادبيات باشد. بورخس متولد آرژانتين است ولي او را نميتوان حتي در دسته نويسندگان آمريكاي لاتيني- با توجه به ويژگيهاي جغرافيايي متجلي در آثارشان- جاي داد. بورخس رها و آزاد و سيال مينويسد. گويي هيچ قيد و بند و تكلفي ندارد. قصههايي كه روايت ميكند ناب و منحصر به خود اوست. قصههايي كه بدون خودنمايي و تظاهر به دانش، ريشههاي عميقي در اسطورههاي جهان، اعم از شرق و غرب و فلسفه و ادبيات و آيينها دارد كه همه نشان از دانش فراگير بورخس است. همچنين بورخس را ميتوان خالق ناميد. خلقتي كه از ابتدا پايهاش بر تخيل و رويا بنا ميشود. براي نويسندهاي كه هيولاهايي را خيال ميكند و نامگذاري ميكند و حتي يك كتاب شناختنامه از اين موجودات تاليف و ترجمه ميكند(2) و به گفته خود بورخس هنگام گردآوري اين دانشنامه گويا بسيار تفريح هم ميكند(3)، آفريدن يك نويسنده خيالي كه نويسنده خيالي ديگري بر كتاب او مقدمهاي بنويسد و موخرهاي به قلم معلم دبستان خيالي از اين نويسنده خيالي... ميبينيد با همين نوشته ساده كه قصد معرفي يك كتاب از بورخس را دارد، شما ميتوانيد وارد هزارتوهاي پيچيده ذهني او شويد. نوشتههاي بورخس همه خوابوارهاند و جنس اين خواب و خيال نه از قسم رئاليسم جادويي غالب آثار آمريكاي لاتين كه از ويژهگيهاي منحصر به فرد آثار بورخس است. شايد منشأ اين پيچيدگي و لابيرنتهاي ذهني او، كم بينا شدن و سپس نابينا شدن او باشد. اگرچه خود بورخس اعتقادي به احوالات نويسنده و تاريخچه شخصي و محل تولد و شرايط زندگي و حتي كشوري كه در آن زندگي كرده است، ندارد. او حتي برايش تفاوتي ندارد متني كه مينويسد، ميخواهد كه بنويسد، شعر است يا نظريه يا داستان يا چه. او به دانشجويانش توصيه ميكند كه هنگام خواندن كتاب اگر كند پيش ميروند و لذت نميبرند، كتاب و نويسندهاش را براي مدتي كنار بگذارند؛ چون اصل خواندن كتاب را در لذت ميداند. دور شدن از فضاي واقعي و غمانگيز يا هولناك و سخت و دشوار زندگي با گام نهادن در بستري از خيال. بورخس اعتقاد دارد كه خواننده بايد بتواند براي مدتي خود را در قالب شخصيتهاي يك داستان بگذارد و با آنها نوعي ديگر از زندگي را سواي زندگي خودش تجربه كند.
و اما «6 مساله براي دن ايسيدرو پارودي» شش داستان به هم پيوسته پليسي است كه به شدت از سنتهاي داستانهاي پليسي پيروي ميكنند در عين اينكه همگي ويژگيهاي بورخسي دارند. دن ايسيدرو پارودي مردي است كه متهم به قتل شده و مدت 14 سال است در زندان و در سلول شماره 273 ساكن است و در همه اين شش داستان او ملاقاتكنندگاني دارد با يك مساله پيچيده و غامض جنايي كه هنگام خوردن چاي ماته در فنجان آبي رنگش و پكزدن به سيگار سابلايم، به آنها گوش ميدهد و بدون حضور در محل جنايت و جمعآوري مستندات و مدرك، تنها با شنيدن داستان شاهدان، معمولا پس از يك هفته جنايتكار را معرفي ميكند اما داستانها در همين شكل(قالب پليسي) خلاصه نميشوند. بورخس با قرار دادن داستانهاي فرعي و اشاره به اساطير، انتخاب شخصيتهايي از اقوام مختلف مثل چيني و عرب به داستانها ابعاد جهانشمولي ميبخشد. او از طريق شخصيتهايي با حرفههاي مختلف كه بيشتر آنها را نويسنده و شاعر و صاحبنظر ادبي معرفي ميكند، دغدغههاي خود را كه هجو و نقد قشرهاي مختلف و به ويژه نقد جامعه روشنفكري است، به تصوير ميكشد. نقدي كه آميخته با طنز و شوخي است تا جايي كه فارغ از كشف و حل يك معماي جنايي به لبخندي لذتبخش، باارزشترين دستاورد خواندن يك كتاب با خواننده واميدارد.
از سوي ديگر ماجراهاي پيچيده جنايي مصالح اصلي ساخت همان هزارتوهاي معروف بورخسي ميشوند. وجه طنزآميز داستانها بهدليل اشاره به داستانهاي قبل و وجود حوادث و شخصيتهاي مشترك چون خرباسيو مونتهنگرو و دن آنگلادا و شاهزاده خانم روسي و...كه حتي در نوشتن پانويسها دخالت ميكنند، فضايي بشاش و شاد به داستانها بخشيده و در عين حال داستانها را به هم پيوند ميدهد. بورخس با استفاده از ضربالمثلهاي اسپانيايي و گزارههاي فلسفي كه در موقعيتهاي طنزآميز كاركردي دو وجهي دارند، داستانها را ميآرايد و آنها را از ماجراهاي رايج پليسي كه صرفا در سطح حركت ميكنند، خارج ميكند. بزرگترين مطایبه اين مجموعه داستان اين است كه دن ايسيدرو پارودي، حلال مشكلات و كارآگاهي بزرگ در مقام يك زنداني - با اشاره ظريفي به نامش«پارودي»(4)- چگونه است كه خود از حل مشكل خود ناتوان مانده است؟ از طرفي بورخس با استفاده از اشارات و توصيفاتي ظاهرا ناكارآمد و فرعي كه قاعدتا داستان پليسي را از هدف اصلي خود يعني ارائه اطلاعات مفيد براي كشف يك معما منحرف ميكند، از اين گونه ادبي آشناييزدايي ميكند؛ مانند توصيف دقيق لباس و چتر و كلاه تمام ملاقات كنندگان، شرح احوال ادبي زمانه و اشاراتي به شعر و نام كتابها، داستانهايي از روابط افراد و تاريخچه آنها و وارد شدن به طبقات اجتماعي (داستان «قرباني تادئو ليماردو») و به انگيزههاي پيدا و پنهان يك انسان براي زمينهسازي جنايت (داستان «قضيه اختيار و فرمانده»)، لفت و لعابهاي كلامي كه تبديل به ويژگيهاي يك شخصيت ميشوند (داستان«جستوجوي طولاني تاي آن»)، تكرار زندان و تاكيد بر سلول 273 و اتاقي كه گويي مركز اين جهان است، حالات پارودي كه رفتهرفته به موتيفي طنزآميز بدل ميشوند بدون اينكه وجه تيپيك بيشتر شخصيتهايي از اين دست را پررنگ كنند.
در اينجا تنها به يك نكته در حد گذرا اشاره ميشود كه همكاري نويسندگان كاري بس مشكل است و بورخس در جايي به اين نكته اشاره ميكند كه همكاري با ببويي كارسارس هر دوي آنها را واداشته كه تبديل به نفر سومي شوند و مانند او فكر كنند و علاوه بر نگاهي مشترك، به دنياي جديدتري دست بيابند كه در نوشتن اين داستانها آنها را ياري كرده است.(5)
در پايان، ذكر اين نكته لازم است كه ترجمه خوب و روان نيما ملكمحمدي و احسان نوروزي با ويراستاري حميد امجد و مقدمه جامع او، خواندن كتاب را لذتبخش ميكند و اصولا هر كاري كه نتيجه آن احترام به خواننده باشد، او را به خواندن كتاب تشويق و ترغيب ميكند؛ نكتهاي كه هيچ سازمان انتشاراتي نبايد از آن غافل بماند. پس لذت خواندن اين مجموعه را ميتوان همپاي سفركردن و عاشقشدن دانست.
پينوشتها:
1 - گفتوگو با خورخه لوئيس بورخس، ريچارد بورجين، ترجمه محمود فاضليبيرجندي، نشر تنديس چاپ اول، 1378
2 -كتاب موجودات خيالي، خورخه لوئيس بورخس، ترجمه احمد اخوت، نشر ماهريز، چاپ اول 1385
3 - همان، پيشگفتار به قلم خود بورخس
4 - Parody در لغت بهمعناي هجوآميز است.
5 - هفت صدا، ريتا گيبرت، ترجمه نازي عظيما، نشر آگاه، چاپ اول
تهران امروز؛ پنجشنبه 18 ارديبهشت 1387
