مظاهر وسوسه‌انگیز زیرکی

سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷
یادداشتی درباره‌ی نمایشنامه‌ی زیرکی اثرِ مارگارت ادسن برگردانِ رحیم قاسمیان لیلی نیكونظر: همه‌چیز از آنجا شروع می‌شود كه «ویوین بیرینگ»، 50 ساله، استاد و متخصص شعر سده هفدهم میلادی در دانشگاه، در حالی که سرم و چهار‌چرخه داروها را با خود می‌کشد، به صحنه خالی پا می‌نهد. 50 ساله، قدبلند و خیلی لاغر، پابرهنه و کاملا طاس است. لباس دوتکه مخصوص بیماران بیمارستان را به تن دارد، تکه‌ای را به... + ادامه

کتاب هنر - شوالیه‌های تنها

جمعه ۳ خرداد ۱۳۸۷
امین عظیمی: درست از میانه‌های دهه 70 و گشایش فضای فرهنگی در كشور بود كه استعدادهای جوان، علاقه‌مندی بیشتری به هنر تئاتر نشان دادند. آموزشگاه‌های ریز و درشت بازیگری و كارگردانی یكی پس از دیگری تاسیس شدند و ظرفیت جذب دانشگاه‌های دولتی و غیر‌انتفاعی در زمینه رشته‌های هنری طی چند سال به رشدی 100 درصدی رسید. حالا این جامعه پرانرژی و مشتاق، نیازمند منابع مطالعاتی تازه‌تری بود. چه آنكه... + ادامه

حالا اصلاً كافكا دیگه چیه؟

دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷
یادداشتی درباره ی نمایشنامه ی حرف، حرف، حرف اثر دیوید آیوز برگردانِ حمید امجد امین عظیمی: دیوید آیوز استاد كمدی های كوتاه و تك پرده ای است. به ویژه آن كه توانایی ویژه ای هم در بازی های زبانی دارد و جنس كمدی اش بیش از آن كه تنها مبتنی بر به خنده واداشتن مخاطب باشد از قریحه فیلسوفانه ای نشات می گیرد كه مخاطب را به فكر وا... + ادامه

سفري لذتبخش به سلول 273

دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷
درباره مجموعه‌‌داستان «شش مسأله براي دن ايسيدرو پارودي» نوشته خورخه لوئيس بورخس و آدولفو بيويي كاسارس سپینود ناجیان «خواندن كتاب از نظر من، كم از سفركردن يا عاشق‌‌شدن نيست»[1] وقتي همه چيز در بهترين شرايط باشد، نويسنده‌اي خوب، داستان‌هايي خوب، ترجمه‌اي خوب، ويراستاري خوب و نشر خوب؛ شما مي‌توانيد عاشق شدن را يك بار ديگر تجربه كنيد. لذتي ناب ببريد و مدام فكر كنيد «اين آقاي بورخس هم عجب اعجوبه‌اي... + ادامه

سایت ایران تئاتر

دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷
سایت ایران تئاتر به کتاب های تآتری انتشارات نیلا در نمایشگاه بین المللی کتاب اشاره ای داشته است. از این سایت و نویسنده اش متشکریم.... + ادامه

به من اعتماد کن

سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
یادداشتی در باره داستان حسی از سرپناه اثر جان آپدایک برگردانِ مهسا خلیلی محسن آزرم: چیزی شبیه سرما، چیزی شبیه رخوت یا کسالت و بی‌حوصلگی مفرط، در داستانِ «حسی از سرپناه» هست که نمی‌شود به‌سادگی از دستش رها شد. «ویلیامزِ» این داستان، یکی از آن آدم‌هایی‌ست که «می‌خواهد» ولی «نمی‌تواند» و البته سعی‌اش را هم نمی‌کند. یک‌جایی، توی یک موقعیتی که خیال می‌کند بهترین موقعیت ممکن است، حرفی را که... + ادامه

نوزده سالگیِ یك جوجه تازه‌قدكشیده

سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
یادداشتی در باره داستان بهترین سال زندگی‌ام اثر پل ترو برگردانِ سحر قرایی محسن آزرم: در زندگی خبرهایی هست كه چیزی كم از شلیك گلوله‌ای در شبی تاریك ندارد؛ یك خبر، یك تلفن، یك آشنا كه آن‌سوی خط، هولناك‌ترین خبرِ تاریخ را اعلام می‌كند و این خبر، درست مثل همان گلوله‌ای‌ست كه ناگهان در قلب آدم می‌نشیند. این داستان آدمی‌ست كه هنوز چیزی از دنیا نمی‌داند و آدم‌ها را درست... + ادامه

دوست داشتنی‌ترین خانواده شهر ما

سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
یادداشتی بر نمایشنامه سفر خوش به ترنتون و کامدن تورنتون وایلدر برگردانِ محمد نجفی ساسان گلفر: تورنتون وایلدر 7 سال پیش از موفقیت نمایشنامه مشهور و برنده جایزه پولیتزر «شهر ما»، نوآوری‌های آن نمایشنامه را سال 1931 در مجموعه «شام طولانی كریسمس» كه نمایشنامه كوتاه «سفر خوش به ترِنتون و كامدِن» در آن به چاپ رسید، آزموده بود. تمهیدات جذابی كه بعدا در «شهر ما» مورد استقبال قرار گرفت، مثل... + ادامه

عبور از مرز بلاهت

دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷
یادداشتی بر نمایشنامه خانه اثر یانوش گلوواتسکی برگردانِ فرزانه قلی زاده ساسان گلفر: آغاز بسیار عادی این نمایشنامه، خواننده/ تماشاگر را متقاعد می‌کند که با یک اثر واقعگرا سر و کار خواهد داشت اما به مرور، سیر دیالوگ‌های رد و بدل شده میان شخصیت‌ها چشم‌اندازی را به روی مخاطب اثر می‌گشاید که لحظه به لحظه دیوانه‌وارتر می‌شود و در پایان به فضایی سوررئال پهلو می‌زند. آُلِک و ویتِک، دو کارگر... + ادامه

دکتر ابن‌خلدون و صورت‌های فلکی

دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷
یادداشتی بر کتاب شش مسئله برای دُن ایسیدرو پارودی اثر خورخه لوئیس بورخس و آدولفو بیویی کاسارِس برگردانِ احسان نوروزی و نیما ملک‌محمّدی محسن آزرم: می‌شود به کسانی که برای نخستین‌بار داستان‌های «خورخه لوئیس بورخس» را می‌خوانند، حسادت کرد و می‌شود به لحظه‌ای فکر کرد که آخرین کلمه داستان را می‌خوانند و به خود می‌گویند «نه، نشد؛ یک‌بار دیگر هم باید بخوانمش» و می‌شود فکر کرد که با هربار خواندن... + ادامه

مرگ به مثابه ویرگول

یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷
یادداشتی درباره نمایشنامه زیرکی اثرِ مارگارت اِدسُن برگردانِ رحیم قاسمیان ساسان گلفر: زندگی و مرگ در اولین نمایشنامه مارگارت ادسن، نمایشنامه‌ای كه جایزه پولیتزر را برای نویسنده‌اش به ارمغان آورده، پیوند ساده‌ای برقرار می‌كنند. فاصله میان آن دو به همان اندازه اندك است كه فاصله میان صحنه‌های این نمایش تك‌پرده؛ تقریبا هیچ. در واقع همانطور كه در دیالوگی از نمایشنامه تصریح شده؛ «مرگ فقط یك مكثِ كوتاهه، یه ویرگول». زنی... + ادامه

بایگانی موضوعی


بایگانی ماهانه

July 2008 - June 2008 - May 2008 - April 2008 -